آزمون های آنلاین ام ام پی ای فرم متوسط 1404/03/11 ارسال شده توسط admin ۱۱ خرداد ام ام پی ای-فرم متوسط-“MMPI370” لطفا اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید کد تخصصی* 1.مجله های فنی را دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 2.اشتهای خوبی دارم.* درست غلط نمی دانم 3.بیشتر صبح ها سرحال و با نشاط از خواب برمی خیزم.* درست غلط نمی دانم 4.کار کتابداری را دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 5.با کوچکترین صدایی ازخواب بیدار می شوم.* درست غلط نمی دانم 6.پدرم مردخوبی است .(درصورت فوت) پدرم مرد خوبی بود.* درست غلط نمی دانم 7.خواندن بخش حوادث روزنامه ها را دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 8.معمولا حرارت دست و پایم درحد طبیعی است.* درست غلط نمی دانم 9.زندگی روزانه من پراز چیزهایی است که برایم جالبند.* درست غلط نمی دانم 10.تقریبا به اندازه سابق قادر به کارکردن هستم.* درست غلط نمی دانم 11.اغلب اوقات احساس می کنم که چیزی گلویم را گرفته است.* درست غلط نمی دانم 12.اززندگی جنسی ام راضی هستم.* درست غلط نمی دانم 13.مردم باید سعی کنندخواب های خودرا تعبیرکرده و به انها عمل کنند.* درست غلط نمی دانم 14.ازداستان های پلیسی و اسرار امیز خوشم می اید.* درست غلط نمی دانم 15.درمحیط کارم فشار و ناراحتی زیادی احساس می کنم.* درست غلط نمی دانم 16.گاهی اوقات فکرهایم انقدر بد هستند که نمی توانم درباره انها باکسی حرف بزنم.* درست غلط نمی دانم 17.معتقدم زندگی بامن خوب رفتار نکرده است.* درست غلط نمی دانم 18.تهوع و استفراغ آزارم می دهد.* درست غلط نمی دانم 19.دوست دارم بفهمم دیگران درباره من چه فکر می کنند.* درست غلط نمی دانم 20.خیلی کم دچار یبوست می شوم.* درست غلط نمی دانم 21.گاهی اوقات خیلی دلم می خواهد ازخانه فرار کنم.* درست غلط نمی دانم 22.فکر می کنم هیچکس مرا درک نمی کند.* درست غلط نمی دانم 23.گاهی اوقات طوری به خنده یا گریه می افتم که نمی توانم جلوی ان را بگیرم.* درست غلط نمی دانم 24.گاهی اوقات ارواح شیطانی مرا تسخیر می کنند.* درست غلط نمی دانم 25.دوست دارم یک خواننده باشم.* درست غلط نمی دانم 26.وقتی به دردسر می افتم ،بهترین کار بریم این است که ساکت بمانم.* درست غلط نمی دانم 27.معتقدم که باید جواب بدی را با بدی داد.* درست غلط نمی دانم 28.هفته ای چند بار ناراحتی معده اذیتم می کند.* درست غلط نمی دانم 29.گاهی اوقات دلم می خواهد فحش بدهم.* درست غلط نمی دانم 30.هرچند شب یک بار خواب های وحشتناک می بینم.* درست غلط نمی دانم 31.برایم مشکل است که حواسم را روی یک کار متمرکز کنم.* درست غلط نمی دانم 32.تجربه ها و احساس های عجیب و غریب و خاصی داشته ام.* درست غلط نمی دانم 33.خیلی کم نگران سلامتیم می شوم.* درست غلط نمی دانم 34.به خاطر رفتار جنسی ام هیچگاه به دردسر نیفتاده ام.* درست غلط نمی دانم 35.در گذشته گاهی اوقات چیزهایی را دزدیده ام.* درست غلط نمی دانم 36.اغلب اوقات سرفه می کنم.* درست غلط نمی دانم 37.گاهی اوقات دلم می خواهد چیزهایی را بشکنم.* درست غلط نمی دانم 38.گاهی روزها،هفته ها،یا ماه ها بوده که دست و دلم به کاری نمی رفته است.* درست غلط نمی دانم 39.خوابم نامنظم و آشفته است.* درست غلط نمی دانم 40.بیشتر اوقات سردرد کلافه ام می کند.* درست غلط نمی دانم 41.گاهی اوقات دروغ می گویم .* درست غلط نمی دانم 42.اگر دیگران سرم کلاه نگذاشته بودند ،موفق تر بودم.* درست غلط نمی دانم 43.قدرت قضاوت من بهتر از گذشته است.* درست غلط نمی دانم 44.هفته ای یک یا چند بار،بدون هیچ علامتی ،ناگهان بدنم داغ می شود.* درست غلط نمی دانم 45.درحال حاضر وضع سلامتیم مثل بیشتر دوستانم خوب است.* درست غلط نمی دانم 46.معمولا هنگام دیدن دوستان سابقم اظهار آشنایی نمی کنم ،مگر اینکه آنها پیش قدم شوند.* درست غلط نمی دانم 47.تقریبا هیچ وقت در قلب یا قفسه سینه ام دردی نداشته ام.* درست غلط نمی دانم 48.بیشتر به جای پرداختن به کار هایم خیالبافی می کنم.* درست غلط نمی دانم 49.من فردی بسیار اجتماعی هستم.* درست غلط نمی دانم 50.اغلب مجبور بوده ام از کسانی اطاعت کنم که به اندازه من نمی فهمیدند.* درست غلط نمی دانم 51.بعضی از مطالبی را که در مدرسه خوانده ام به خاطر ندارم.* درست غلط نمی دانم 52.من زندگی درستی نداشته ام.* درست غلط نمی دانم 53.اغلب در قسمت هایی از بدنم احساس سوزش ، مور مور شدن ، یا خواب رفتگی می کنم.* درست غلط نمی دانم 54.خانواده ام با شغلی که دارم ، یا می خواهم انتخاب کنم ، موافق نیستند.* درست غلط نمی دانم 55.گاهی اوقات آنقدر روی چیزی پافشاری می کنم که دیگران تحمل خود را از دست می دهند.* درست غلط نمی دانم 56.کمتر از دیگران احساس خوشحالی می کنم.* درست غلط نمی دانم 57.معمولا در پشت گردنم احساس درد می کنم.* درست غلط نمی دانم 58.فکر می کنم اغلب مردم برای جلب و همدردی دیگران بدبختی های خود را بزرگتر جلوه می دهند.* درست غلط نمی دانم 59.هر چند روز یکبار در قسمت بالای معده ام احساس ناراحتی می کنم.* درست غلط نمی دانم 60.وقتی با دیگران هستم شنیدن چیزهای خیلی عجیب آزارم می دهد.* درست غلط نمی دانم 61.من آدم مهمی هستم.* درست غلط نمی دانم 62.اغلب آرزو کرده ام کاش یک دختر بودم ، یا (اگر دخترهستید)هرگز از اینکه یک دختر هستم متاسف نبوده ام.* درست غلط نمی دانم 63.آدم زود رنجی نیستم.* درست غلط نمی دانم 64.از خواندن داستان های عاشقانه خوشم می آید.* درست غلط نمی دانم 65.اکثر اوقات احساس غمگینی می کنم.* درست غلط نمی دانم 66.اگر اکثر قوانین دورریخته می شد ،بهتر بود.* درست غلط نمی دانم 67.شعر را دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 68.گاهی حیوانات را اذیت می کنم.* درست غلط نمی دانم 69.فکر می کنم ازکاری مثل جنگل بان خوشم بیاید.* درست غلط نمی دانم 70.در بحث با دیگران به آسانی به هدفهایم ناامید می شوم.* درست غلط نمی دانم 71.این روزها دارم از رسیدن به اهدافم ناامید می شوم.* درست غلط نمی دانم 72.گاهی احساس می کنم که روحم از بدن جدا شده و به پرواز در می آید.* درست غلط نمی دانم 73.واقعا اعتماد به نفس ندارم.* درست غلط نمی دانم 74.دوست دارم یک گل فروش باشم.* درست غلط نمی دانم 75.معمولا احساس می کنم زندگی با ارزش است.* درست غلط نمی دانم 76.بیشتر مردم فقط با جروبحث فراوان حقیقت را می پذیرند.* درست غلط نمی دانم 77.هرچند وقت یک بار ،کار امروز را به فردا موکول می کنم.* درست غلط نمی دانم 78.بیشتر افرادی که مرا می شناسند ،دوستم دارند.* درست غلط نمی دانم 79.اهمیتی نمی دهم که مورد تمسخر دیگران واقع شوم.* درست غلط نمی دانم 80.دوست دارم پرستار باشم.* درست غلط نمی دانم 81.بیشتر مردم برای اینکه پیشرفت کنند ، دروغ می گویند.* درست غلط نمی دانم 82.کارهای زیادی انجام می دهم که بعدا از انجام آنها پشیمان می شوم(من بیش از دیگران پشیمان می شوم).* درست غلط نمی دانم 83.خیلی کم با افراد خانواده ام دعوا می کنم.* درست غلط نمی دانم 84.یک یا چند بار به علت رفتار بد از مدرسه اخراج شده ام.* درست غلط نمی دانم 85.گاهی خیلی دلم می خواهد کارهای خطرناک و دلهره آور انجام دهم.* درست غلط نمی دانم 86.میهمانی ها و کارهایی را که پر از شادی و سروصداست ، دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 87.در زندگی مشکلاتی داشته ام که به علت پیچیدگی زیادشان قادر به تصمیم گیری درباره آنها نبوده ام.* درست غلط نمی دانم 88.معتقدم که زنان باید به اندازه مردان آزادی جنسی داشته باشند.* درست غلط نمی دانم 89.بیشترین گرفتاری و درگیری من با خودم است.* درست غلط نمی دانم 90.من پدرم را دوست دارم ،یا (اگر پدرتان مرده است )من پدرم را دوست داشتم.* درست غلط نمی دانم 91.خیلی کم دچار کشیدگی یا پرش عضلات می شوم.* درست غلط نمی دانم 92.برایم مهم نیست که چه بر سرم بیاید.* درست غلط نمی دانم 93.گاهی اوقات ، وقتی حالم خوب نیست ، بد اخلاق می شوم.* درست غلط نمی دانم 94.اغلب اوقات احساس می کنم یک کار غلط یا بد انجام داده ام.* درست غلط نمی دانم 95.اغلب اوقات خوشحال هستم.* درست غلط نمی دانم 96.حیوانات ، افراد ، یا چیزهایی را در اطراف خود می بینم که دیگران نمی بینند.* درست غلط نمی دانم 97.اغلب اوقات احساس می کنم بینی ام گرفته و سرم سنگین است.* درست غلط نمی دانم 98.بعضی ها آنقدر امرو نهی می کنند که حتی وقتی حق با انهاست ، دلم می خواهد برخلاف خواست آنها رفتار کنم.* درست غلط نمی دانم 99.کسی به من حقه زده است.* درست غلط نمی دانم 100.هیچ وقت کار خطرناکی به خاطر مهیج بودن آن انجام نداده ام.* درست غلط نمی دانم 101.اغلب اوقات احساس می کنم نوار محکمی دور سرم بسته شده است.* درست غلط نمی دانم 102.گاهی عصبانی می شوم.* درست غلط نمی دانم 103.اگر روی یک مسابقه یا بازی شرط بندی کنم ، از آن بیشتر لذت می برم.* درست غلط نمی دانم 104.بیشتر مردم به این دلیل صداقت و درستی نشان می دهند که می ترسند گرفتار شوند.* درست غلط نمی دانم 105.گاهی در مدرسه به علت رفتار بدم پیش مدیر فرستاده شده ام.* درست غلط نمی دانم 106.حرف زدن من مثل همیشه است (یعنی ، تندتر ، اهسته تر، درهم و برهم یا گرفته تر از قبل نیست).* درست غلط نمی دانم 107.درخانه آداب غذاخوردن را بهتر رعایت می کنم ، تا دربیرون از خانه.* درست غلط نمی دانم 108.کسانی که قادر ومایل به سخت کارکردن باشند،شانس بیشتری برای موفقیت دارند.* درست غلط نمی دانم 109.فکرمی کنم به اندازه اطرافیانم ، با استعداد و زرنگ هستم.* درست غلط نمی دانم 110.اغلب مردم حاضرند حتی از راه های غیرعادلانه به منافع و مزایایی برسند.* درست غلط نمی دانم 111.معده ام خیلی ناراحتم می کند.* درست غلط نمی دانم 112.تئاتر و نمایش را دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 113.می دانم چه کسی مسئول تمام مشکلاتم است.* درست غلط نمی دانم 114.گاهی وسایل شخصی دیگران،مثل کفش و دستکش به قدری توجهم را جلب میکند که دوست دارم به انها دست بزنم یا انها را بدزدم ,حتی اگر به دردم نخورد.* درست غلط نمی دانم 115.دیدن خون باعث وحشت یا بهم خوردن حالم نمی شود.* درست غلط نمی دانم 116.اغلب اوقات زودرنج و بداخلاق هستم ،ولی علتش را نمی دانم.* درست غلط نمی دانم 117.هرگز استفراغ وسرفه همراه با خون نداشته ام.* درست غلط نمی دانم 118.نگران مریض شدن نیستم.* درست غلط نمی دانم 119.جمع آوری گل ها یا پرورش گیاهان خانگی را دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 120.معمولا از آنچه به نظرم درست می رسد ،به شدت دفاع می کنم.* درست غلط نمی دانم 121.هرگز به اعمال جنسی ناپسند دست نزده ام.* درست غلط نمی دانم 122.گاهی افکارم به قدری سریع بوده که نتوانسته ام آنها را بر زبان آورم.* درست غلط نمی دانم 123.اگر اطمینان داشتم که کسی متوجه نخواهد شد ،بدون خریدن بلیط ،وارد سینما می شدم.* درست غلط نمی دانم 124.اغلب وقتی کسی کارخوبی درحق من انجام می دهد،ازخود می پرسم که از این کار چه هدفی داشته است.* درست غلط نمی دانم 125.معتقدم که زندگی خانوادگی من به خوبی زندگی اغلب کسانی است که می شناسم.* درست غلط نمی دانم 126.معتقدم که قانون باید با قاطعیت اجرا شود.* درست غلط نمی دانم 127.از انتقاد یا سرزنش به شدت می رنجم.* درست غلط نمی دانم 128.آشپزی را دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 129.رفتار اطرافیانم تاثیر زیادی بر رفتار من دارد.* درست غلط نمی دانم 130.گاهی واقعا احساس می کنم ،آدم بی مصرفی هستم.* درست غلط نمی دانم 131.درکودکی عضوگروهی ازدوستانم بودم که سعی می کردند درتمام مشکلات به همدیگروفادارباشند.* درست غلط نمی دانم 132.به زندگی پس از مرگ معتقدم.* درست غلط نمی دانم 133.دوست داشتم یک سرباز باشم.* درست غلط نمی دانم 134.گاهی دوست دارم با کسی دعوا و کتک کاری کنم.* درست غلط نمی دانم 135.اغلب به این دلیل که دیر تصمیم می گیرم ، خیلی چیزها را ازدست می دهم.* درست غلط نمی دانم 136.وقتی در حال انجام کارمهمی هستم،اگر کسی از من راهنمایی بخواهد یا مزاحمم شود،عصبانی می شوم.* درست غلط نمی دانم 137.زمانی خاطرات روزانه ام را می نوشتم.* درست غلط نمی دانم 138.معتقدم علیه من توطئه چینی می شود.* درست غلط نمی دانم 139.ترجیح می دهم در بازی برنده باشم تا بازنده* درست غلط نمی دانم 140.اغلب شبها بدون اینکه افکار یا خیالاتی ناراحتم کند ،به خواب می روم.* درست غلط نمی دانم 141.درطی چندسال گذشته ،اکثر اوقات حالم خوب بوده است.* درست غلط نمی دانم 142.هرگز دچار غش یا تشنج نشده ام.* درست غلط نمی دانم 143.وزنم کم و زیاد نمی شود.* درست غلط نمی دانم 144.فکرمی کنم کسانی مرا تعقیب می کنند.* درست غلط نمی دانم 145.احساس می کنم اغلب بی دلیل مجازات شده ام .* درست غلط نمی دانم 146.به آسانی به گریه می افتم.* درست غلط نمی دانم 147.چیزهایی را که می خوانم به خوبی گذشته نمی فهمم.* درست غلط نمی دانم 148.در طول زندگی ، هرگزحالم بهتر از الان نبوده است.* درست غلط نمی دانم 149.گاهی احساس می کنم به بیماری خطرناکی مبتلا شده ام.* درست غلط نمی دانم 150.گاهی احساس می کنم که باید به خودم یا کس دیگری صدمه بزنم.* درست غلط نمی دانم 151.خوشم نمی آید قبول کنم کسی زیرکانه سرم کلاه گذاشته است.* درست غلط نمی دانم 152.زود خسته نمی شوم.* درست غلط نمی دانم 153.دوست دارم برخی از افراد مهم را بشناسم ، چون این کار باعث می شود احساس کنم مهم هستم.* درست غلط نمی دانم 154.وقتی از یک جای بلند به پایین نگاه می کنم،می ترسم.* درست غلط نمی دانم 155.اگریکی از افراد خانواده ام با قانون درگیر شود، عصبی نمی شوم.* درست غلط نمی دانم 156.فقط مواقعی که به مسافرت یا گردش میروم ، خوشحال هستم.* درست غلط نمی دانم 157.برایم مهم نیست که دیگران درباره ام چه فکر می کنند.* درست غلط نمی دانم 158.دوست ندارم در میهمانی ها دست به شیرین کاری بزنم ، حتی اگر دیگران نیز چیزی شبیه آن را انجام دهند.* درست غلط نمی دانم 159.هیچ وقت غش نکرده ام.* درست غلط نمی دانم 160.مدرسه را دوست داشتم.* درست غلط نمی دانم 161.خجالتی هستم ، و همیشه مجبورم کاری کنم که دیگران متوجه این موضوع نشوند.* درست غلط نمی دانم 162.کسی سعی می کند مرا مسموم کند.* درست غلط نمی دانم 163.ترس شدیدی از مارها ندارم.* درست غلط نمی دانم 164.هیچ وقت دچار سر گیجه نشده ام ، یا خیلی کم سر گیجه داشته ام.* درست غلط نمی دانم 165.فکرمیکنم که حافظه ام خوب است.* درست غلط نمی دانم 166.مسایل جنسی فکرم را آزار می دهد.* درست غلط نمی دانم 167.گفتگو با غریبه ها مشکل است.* درست غلط نمی دانم 168.آشنایانم میگویند درمواقعی کارهایی می کنم که بعداً نمیتوانم آنهارا به خاطر بیاورم.* درست غلط نمی دانم 169.وقتی خسته میشوم دوست دارم دست به کاری هیجان آوربزنم.* درست غلط نمی دانم 170.میترسم عقلم را از دست بدهم.* درست غلط نمی دانم 171.با پول دادن به گداها مخالفم.* درست غلط نمی دانم 172.بارها متوجه شده ام که وقتی سرگرم انجام کاری هستم ، دستم می لرزد.* درست غلط نمی دانم 173.می توانم مدتی طولانی مطالعه کنم ،بدون اینکه چشمم خسته شود.* درست غلط نمی دانم 174.مطالعه وخواندن مطالبی در مورد کارم را دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 175.بیشتراوقات در تمام وجودم احساس ضعف می کنم.* درست غلط نمی دانم 176.خیلی کم دچار سردرد می شوم.* درست غلط نمی دانم 177.از دقت و مهارت دست هایم کاسته نشده است.* درست غلط نمی دانم 178.گاهی موقع دستپاچه شدن , خیس عرق میشوم ، و این موضوع خیلی ناراحتم می کند.* درست غلط نمی دانم 179.هنگام راه رفتن ، درحفظ تعادلم مشکلی نداشته ام.* درست غلط نمی دانم 180.ذهنم خوب کار نمی کند.* درست غلط نمی دانم 181.من دچار تب یونجه یا حملات آسم نمی شوم.* درست غلط نمی دانم 182.اوقاتی برایم پیش آمده که درطی آن برروی حرکات و صحبت کردنم کنترلی نداشتم ،ولی از آنچه که در اطرافم می گذشت ،آگاه بودم.* درست غلط نمی دانم 183.برخی از افرادی راکه می شناسم،دوست ندارم.* درست غلط نمی دانم 184.خیلی کم خیالبافی می کنم.* درست غلط نمی دانم 185.کاش اینقدر خجالتی نبودم.* درست غلط نمی دانم 186.از سرو کار داشتن با پول می ترسم.* درست غلط نمی دانم 187.اگر خبرنگار بودم ، خیلی دوست داشتم که اخبار مربوط به تئاتر را گزارش کنم.* درست غلط نمی دانم 188.از بسیاری ازبازیها و سرگرمی ها لذت می برم.* درست غلط نمی دانم 189.از لاس زدن خوشم می آید.* درست غلط نمی دانم 190.اطرافیانم بامن بیشترمثل یک بچه رفتارمی کنندتایک فردبالغ.* درست غلط نمی دانم 191.دوست دارم روزنامه نگار باشم.* درست غلط نمی دانم 192.مدادرم زن خوبی است،یا (اگرمادرتان مرده است)مادرم زن خوبی بود.* درست غلط نمی دانم 193.هنگام قدم زدن خیلی دقت می کنم که پایم را روی شکافهای پیاده رو نگذارم.* درست غلط نمی دانم 194.هرگزجوشهایی برروی پوستم نبوده که باعث نگرانیم شود.* درست غلط نمی دانم 195.درخانواده من ، محبت وهمکاری خیلی کمتر ازخانواده های دیگر است .* درست غلط نمی دانم 196.دائماٌ نگران چیزی هستم.* درست غلط نمی دانم 197.فکرمیکنم کار پیمانکاری ساختمان را دوست داشته باشم.* درست غلط نمی دانم 198.اغلب صداهایی میشنوم که نمی دانم از کجا می آیند.* درست غلط نمی دانم 199.من به علم علاقمندم.* درست غلط نمی دانم 200.کمک خواستن از دوستان برایم مشکل نیست،حتی اگر نتوانم این لطف آنهاراجبران کنم.* درست غلط نمی دانم 201.شکارکردن را خیلی دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 202.دوستانم اغلب مورد پسند والدینم نبودند.* درست غلط نمی دانم 203.گاهی کمی پشت سر دیگران غیبت می کنم.* درست غلط 204.شنوایی من به خوبی اکثرافراداست.* درست غلط نمی دانم 205.برخی افراد خانواده ام عاداتی دارند که باعث رنجش و دلخوری من می شود.* درست غلط نمی دانم 206.بعضی وقت ها احساس می کنم که خیلی آسان تصمیم می گیرم.* درست غلط نمی دانم 207.دوست دارم عضو چندانجمن یا باشگاه باشم.* درست غلط نمی دانم 208.تقریباٌ هیچ وقت طپش قلب یا تنگی نفس نداشته ام.* درست غلط نمی دانم 209.صحبت درباره مسایل جنسی را دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 210.دیدن جاهایی را که قبلا ٌندیده ام دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 211.وظیفه ای که به من الهام شده است که تا کنون به دقت آن را دنبال کرده ام.* درست غلط نمی دانم 212.گاهی مانع کار کسانی شده ام که می خواسته اند آن کار را نه به خاطر اهمیتش ،بلکه به خاطر پیروی از اصول انجام دهند.* درست غلط نمی دانم 213.زود عصبانی می شوم و زود هم آرام می گیرم.* درست غلط نمی دانم 214.خانواده ام تقریبا ٌ هیچ تسلطی برمن نداشته اند.* درست غلط نمی دانم 215.خیلی غصه میخورم.* درست غلط نمی دانم 216.کسی سعی می کند چیزی از من بدزدد.* درست غلط نمی دانم 217.تقریباٌ تمام بستگانم مرا درک می کنند.* درست غلط نمی دانم 218.مواقعی بوده که آنقدربیقراربوده ام که نتوانسته ام یک جا بند شوم.* درست غلط نمی دانم 219.درعشق شکست خورده ام.* درست غلط نمی دانم 220.هیچ وقت نگران قیافه ام نیستم.* درست غلط نمی دانم 221.اغلب درباره چیزهایی خواب می بینم که نمی توان درباره آنهاباکسی صحبت کرد.* درست غلط نمی دانم 222.تمام مسایل مهم درباره امورجنسی را باید به بچه ها یاد داد.* درست غلط نمی دانم 223.فکرمی کنم عصبی تر از دیگران نیستم.* درست غلط نمی دانم 224.من دردی ندارم ،واگرهم داشته باشم ،بسیارکم است.* درست غلط نمی دانم 225.کارها را طوری انجام می دهم که دیگران می توانند آن را سوءتعبیرکنند.* درست غلط نمی دانم 226.گاهی اوقات،بدون هیچ دلیلی ، یا حتی در شرایط نامساعد،احساس خوشی و هیجان زیادی می کنم.* درست غلط نمی دانم 227.کسانی راکه دائماٌبه فکرپول ومقام هستند،سرزنش نمی کنم.* درست غلط نمی دانم 228.اشخاصی هستند که سعی میکنندافکاروعقایدمرا بدزدند.* درست غلط نمی دانم 229.مواقعی پیش می آید که گویی مغزم خالی شده است،به طوری که فعالیتم متوقف شده،وازآنچه دراطرافم می گذردآگاه نیستم.* درست غلط نمی دانم 230.باکسانی که می دانم کارشان اشتباه است،میتوانم رفتار دوستانه ای داشته باشم.* درست غلط نمی دانم 231.دوست دارم بین جمعی از افرادباشم که مرتب جوک گفته وشوخی می کنند.* درست غلط نمی دانم 232.گاهی درانتخابات به کسانی رای میدهم که آنهارا اصلا نمی شناسم.* درست غلط نمی دانم 233.شروع کردن هرکاری برایم مشکل است.* درست غلط نمی دانم 234.فکرمیکنم که یک شخص محکوم هستم.* درست غلط نمی دانم 235.درمدرسه شاگردضعیفی بودم.* درست غلط نمی دانم 236.اگرهنرمند بودم ،دوست داشتم گلها را نقاشی کنم.* درست غلط نمی دانم 237.ازاینکه چندان خوش قیافه نیستم،زیاد ناراحت نمی شوم.* درست غلط نمی دانم 238.حتی درهوای خنک خیلی زود عرق می کنم.* درست غلط نمی دانم 239.کاملا اعتمادبه نفس دارم.* درست غلط نمی دانم 240.گاهی نمیتوانم از دزدی ، یا بلندکردن چیزی ازمغازه ها خودداری کنم.* درست غلط نمی دانم 241.بهتر است آدم به کسی اعتماد نکند.* درست غلط نمی دانم 242.هفته ای یک یا چندبارهیجان زده می شوم.* درست غلط نمی دانم 243.وقتی درجمع هستم،نمی توانم مطلب مناسبی برای گفتگو پیداکنم.* درست غلط نمی دانم 244.معمولاٌ هروقت دلم میگیرد ،یک چیزمهیج می تواند مرا از آن حالت خارج کند.* درست غلط نمی دانم 245.وقتی خانه را ترک می کنم، درمورد قفل بودن درها و بسته بودن پنجره ها نگران نیستم.* درست غلط نمی دانم 246.معتقدم که گناهان من غیرقابل بخشش است.* درست غلط نمی دانم 247.یک یا چند قسمت پوستم بی حس است.* درست غلط نمی دانم 248.سوء استفاده از کسی راکه خود اجازه چنین کاری را می دهد ،بد نمی دانم.* درست غلط نمی دانم 249.بینایی من به خوبی سالهای گذشته است.* درست غلط نمی دانم 250.گاهی اوقات به قدری از زرنگی بعضی از جنایتکاران خوشم آ؛مده که آرزو کرده ام ،گیرنیافتد.* درست غلط نمی دانم 251.اغلب احساس می کنم که غریبه ها به دیده انتقاد آمیزبه من نگاه می کنند.* درست غلط نمی دانم 252.برای من مزه همه چیز یکسان است.* درست غلط نمی دانم 253.من هرروز،خیلی بیشتر ازحد عادی آب می خورم.* درست غلط نمی دانم 254.بیشتر مردم به این علت باکسی دوست می شوند که ممکن است این دوستی برایشان مفید باشد.* درست غلط نمی دانم 255.به ندرت احساس کرده ام که گوشهایم زنگ بزند،یا وزوز کند.* درست غلط نمی دانم 256.گاهی اوقات از عزیزترین کسان خود هم متنفر می شوم.* درست غلط نمی دانم 257.اگر خبرنگار بودم ، خیلی دوست داشتم که اخبار ورزشی را گزارش کنم.* درست غلط نمی دانم 258.من درطول روز می توانم بخوابم ولی شبها قادر به خواب نیستم.* درست غلط نمی دانم 259.مطمئنم که دیگران پشت سرم راجع به من صحبت می کنند.* درست غلط نمی دانم 260.گاهی به شوخی های بی ادبانه می خندم.* درست غلط نمی دانم 261.درمقایسه با دوستانم ترس های خیلی کمتری دارم.* درست غلط نمی دانم 262.وقتی درجمعی ازمن بخواهند بحثی را شروع کنم یامطلبیراتوضیح دهم،دستپاچه نمیشوم.* درست غلط نمی دانم 263.همیشه وقتی یک جنایتکاربه وسیله دفاعیات یک وکیل زرنگ آزادمیشود،ازقانون بیزار می شوم.* درست غلط نمی دانم 264.درمصرف مشروبات الکلی افراط کرده ام.* درست غلط نمی دانم 265.تاوقتی که کسی با من حرف نزند ،با او صحبت نمی کنم.* درست غلط نمی دانم 266.هرگزگرفتاری قانونی نداشته ام.* درست غلط نمی دانم 267.اوقاتی بوده در طی آن به طرز غیر عادی و بدون علت خاصی احساسی خوشحالی می کردم.* درست غلط نمی دانم 268.افکارمربوط به امور جنسی آزارم می دهد.* درست غلط نمی دانم 269.وقتی چند نفر به دردسر می افتند ، بهترین کار این است که داستانی درست کرده و همه به آن بچسبند.* درست غلط نمی دانم 270.دیدن آزاد و اذیت حیوانات باعث ناراحتی من نمی شود.* درست غلط نمی دانم 271.فکر می کنم احساستی از دیگران هستم.* درست غلط نمی دانم 272.هرگز در زندگی عروسک بازی را دوست نداشته ام.* درست غلط نمی دانم 273.اغلب اوقات زندگی برایم رنج آور است.* درست غلط نمی دانم 274.درمورد بعضی مسایل آنقدرحساسم که نمی توانم درموردشان صحبت کنم.* درست غلط نمی دانم 275.در مدرسه صحبت کردن در مقابل کلاس برایم خیلی مشکل بود.* درست غلط نمی دانم 276.من مادرم را دوست دارم ویا (آگر مادرتان مرده است )من مادرم را دوست داشتم.* درست غلط نمی دانم 277.اکثراوقات، حتی درکناردیگران احساس تنهایی می کنم.* درست غلط نمی دانم 278.دیگران به قدر لازم بامن تفاهم دارند.* درست غلط نمی دانم 279.از شرکت در بازیهایی که خوب بلد نیستم، خود داری می کنم.* درست غلط نمی دانم 280.فکر می کنم می توانم مثل دیگران به اسانی دوست پیدا کنم.* درست غلط نمی دانم 281.دوست ندارم دیگران دوروبرم باشند.* درست غلط نمی دانم 282.دیگران می گویند که من در خواب راه می روم.* درست غلط نمی دانم 283.کسی که با سهل انگاری خود دیگران را به دزیدن اموالش وسوسه می کند ، به اندازه کسی که دزدی کرده ، مقصر است.* درست غلط نمی دانم 284.فکر میکنم تقریبا هرکسی برای اینکه به دردسر نیافتد ،دروغ خواهد گفت.* درست غلط نمی دانم 285.من حساس تر از اغلب مردم هستم.* درست غلط نمی دانم 286.اغلب مردم باطناً دوست ندارند که برای کمک به دیگران خودرا به دردسر بیاندازد.* درست غلط نمی دانم 287.بیشتر رویاهایم درباره مسایل جنسی است.* درست غلط نمی دانم 288.پدر و مادر و افراد خانواده ام بیش از حد از من ایراد می گیرند.* درست غلط نمی دانم 289.خیلی زود دستپاچه می شوم.* درست غلط نمی دانم 290.درباره پول وکارنگران هستم.* درست غلط نمی دانم 291.هیچ وقت عاشق کسی نبوده ام.* درست غلط نمی دانم 292.بعضی ازکارها که افراخانواده ام انجام داده اند ، مرابه وحشت انداخته است.* درست غلط نمی دانم 293.تقریبا هیچوقت خواب نمی بینم.* درست غلط نمی دانم 294.بیشتراوقات لکه های قرمزی روی گردنم پیدامیشود.* درست غلط نمی دانم 295.هرگزاحساس فلجی یاضعف غیرطبیعی ،درهیچ یک از عضلاتم نداشته ام.* درست غلط نمی دانم 296.گاهی بدون آنکه سرماخورده باشم،صدایم درنمی آیدیا تغییرمی کند.* درست غلط نمی دانم 297.اغلب پدرومادرم مرا واداربه اطاعت میکردند،حتی وقتی که من این کارآنهارا غیرمنطقی میدانستم.* درست غلط نمی دانم 298.گاهی بوهای ناجوری به مشامم می رسد.* درست غلط نمی دانم 299.نمیتوانم ذهنم را برروی یک موضوع متمرکزکنم.* درست غلط نمی دانم 300.من به دلایلی ،نسبت به یک یا چند نفر از اعضای خانواده ام حسادت می کنم.* درست غلط نمی دانم 301.تقریباٌهمیشه درباره کسی یا چیزی نگران هستم.* درست غلط نمی دانم 302.خیلی زودحوصله ام از دست دیگران سر می رود.* درست غلط نمی دانم 303.اغلب آرزو می کنم ای کاش مرده بودم.* درست غلط نمی دانم 304.گاهی انقدرهیجان زده میشوم که خوابیدن برایم مشکل می گردد.* درست غلط نمی دانم 305.من بیشتر از سهم خود در زندگی نگرانی داشته ام.* درست غلط نمی دانم 306.برای هیچ کس چندان مهم نیست که چه بر سرمن می آید.* درست غلط نمی دانم 307.گاهی آنقدر خوب می شنوم که باعث ناراحتیم می شود.* درست غلط نمی دانم 308.هرچیزی راکه به من می گویند بلافاصله فراموش می کنم.* درست غلط نمی دانم 309.معمولا حتی در اموز جزئی ،مجبورم که قبل از اقدام صبرکرده و فکر کنم.* درست غلط نمی دانم 310.وقتی در خیابان آشنایانم را می بینم ، برای اجتناب از روبرو شدن با آنهابه طرف دیگرخیابان میروم.* درست غلط نمی دانم 311.اغلب احساس می کنم چیزهای دوروبرم واقعی نیستند.* درست غلط نمی دانم 312.تنهاقسمت جالب نشریات ، بخش فکاهی آنها است.* درست غلط نمی دانم 313.عادت دارم که چیزهای بی اهمیت (مانند درختان یا تیرهای چراغ برق)رابشمارم.* درست غلط نمی دانم 314.دشمنی ندارم که واقعا بخواهدبه من صدمه بزند.* درست غلط نمی دانم 315.با کسانی که دوستانه تر ازحد معمول به نظر میرسند،با احتیاط رفتارمیکنم.* درست غلط نمی دانم 316.افکارغیرعادی وعجیب و غریبی دارم.* درست غلط نمی دانم 317.دورشدن ازخانه،حتی برای مسافرت کوتاه ،مرامضطرب و ناراحت می کند.* درست غلط نمی دانم 318.معمولا انتظاردارم درکارهایی که انجام می دهم،موفق شوم.* درست غلط نمی دانم 319.هنگامی که تنها هستم، چیزهای عجییب و غریبی می شنوم.* درست غلط نمی دانم 320.گاهی ازافرادیاچیزهایی می ترسم که میدانم صدمه ای به من نمی زنند.* درست غلط نمی دانم 321.ازتنهاواردشدن به اتاقی که یک عده در آن مشغول صحبت هستند،احساس ترس وناراحتی نمی کنم.* درست غلط نمی دانم 322.از به کاربردن چاقو یا هرچیزخیلی برنده و نوک تیزمی ترسم.* درست غلط نمی دانم 323.گاهی از آزاررساندن به کسی که خیلی دوستش دارم،لذت می برم.* درست غلط نمی دانم 324.به آسانی می توانم دیگران را ازخودم بترسانم،وگاهی برای شوخی این کار را میکنم.* درست غلط نمی دانم 325.برای من تمرکزحواس مشکل تر از دیگران است.* درست غلط نمی دانم 326.بارها اتفاق افتاده که از انجام کاری منصرف شده ام ،زیرا توانایی انجام آن را درخودم ندیده ام.* درست غلط نمی دانم 327.کلمات بد و خیلی زشتی به ذهنم خطور می کند ،و نمی توانم از شر آنها خلاص شود.* درست غلط نمی دانم 328.گاهی افکار بی اهمیتی به ذهنم هجوم می آورند و تاچند روز مرا ناراحت می کنند.* درست غلط نمی دانم 329.تقریبا هر روزچیزهایی اتفاق می افتد که مرا میترساند.* درست غلط نمی دانم 330.گاهی سرشار از انرژی هستم.* درست غلط نمی دانم 331.معمولا کارها راسخت می گیرم.* درست غلط نمی دانم 332.گاهی از آزاردیدن به وسیله کسی که دوستش دارم،لذت می برم.* درست غلط نمی دانم 333.مردم درباره من چیزهای زشت و توهین آمیزی می گویند.* درست غلط نمی دانم 334.درجاهای بسته احساس ناراحتی می کنم.* درست غلط نمی دانم 335.زیاد خود پسند نیستم.* درست غلط نمی دانم 336.کسی فکروذهن مرا کنترل می کند.* درست غلط نمی دانم 337.درمیهمانی ها بیشتر اوقات به جای اینکه داخل جمع شوم،ترجیح می دهم تنها یا فقط با یک نفر بنشینم.* درست غلط نمی دانم 338.بیشتراوقات رفتارمردم برخلاف انتظارمن است.* درست غلط نمی دانم 339.گاهی احساس کرده ام مشکلاتم آنقدر زیاد شده اندکه نمی توانم برآنها غلبه کنم.* درست غلط نمی دانم 340.دیدوبازدید از اشنایان را دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 341.گاهی ذهنم کندتر از حد معمول کار میکند.* درست غلط نمی دانم 342.دراتوبوس،قطاروغیره، اغلب با غریبه ها صحبت می کنم.* درست غلط نمی دانم 343.بچه ها را دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 344.از شرط بندی روی چیزهای کوچک خوشم می اید.* درست غلط نمی دانم 345.اگر امکاناتی فراهم شود،می توانم کاری انجام دهم برای مردم بسیارسودمند باشد.* درست غلط نمی دانم 346.اغلب به افرادبه اصطلاح متخصصی برخورده ام ، که به اندازه من کاربلدنبوده اند.* درست غلط نمی دانم 347.وقتی می شنوم یکی ازآشنایانم به موفقیتی رسیده است،احساس شکست می کنم.* درست غلط نمی دانم 348.اغلب آرزو می کنم ای کاش دوباره بچه بودم.* درست غلط نمی دانم 349.خوش ترین ساعات زندگی ام ،وقتی است که تنها باشم.* درست غلط نمی دانم 350.اگر به من فرصت دهند،رهبرخوبی برای مردم می شوم.* درست غلط نمی دانم 351.از شنیدن داستان ها و جوک های بی ادبانه خجالت می کشم.* درست غلط نمی دانم 352.معمولا مردم بیش از آنچه که به دیگران احترام می گذارند ،توقع احترام دارند .* درست غلط نمی دانم 353.از میهمانی ها فقط به این دلیل که با مردم هستم ، لذت می برم.* درست غلط نمی دانم 354.سعی می کنم داستان های خوبی را به خاطر بسپارم تا بتوانم به دیگران بازگو کنم.* درست غلط نمی دانم 355.یک یا چند بار در زندگی احساس کرده ام فردی بوسیله هیپنوتیزم مرا وادار به انجام کارهایی کرده است.* درست غلط نمی دانم 356.زمانی که مشغول انجام کاری هستم ، نمی توانم حتی برای لحظه ای آن را کنار بگذارم.* درست غلط نمی دانم 357.اغلب در غیبت کردن و عیب جویی های اطرافیانم شرکت نمی کنم.* درست غلط نمی دانم 358.اغلب ،دیگران نسبت به افکارخوب من حسادت می کنند ، فقط به این دلیل که این افکار قبلاٌبه ذهن خود آنها نرسیده بود.* درست غلط نمی دانم 359.ازشور و هیجان یک جمع لذت می برم.* درست غلط نمی دانم 360.ازملاقات با آدم های غریبه ناراحت نمی شوم.* درست غلط نمی دانم 361.کسی سعی دارد روی فکر من تاثیر بگذارد.* درست غلط نمی دانم 362.یادم می آید گاهی برای خلاص شدن از گرفتاری،خودم را به مریضی زده ام.* درست غلط نمی دانم 363.هنگامی که درجمع دوستان شاد و سرزنده ای هستم ،نگرانیهایم برطرف میشود.* درست غلط نمی دانم 364.هنگامی که کاری خوب پیش نمی رود.دلم می خواهد آن کار را فوراًکناربگذارم.* درست غلط نمی دانم 365.دوست دارم دیگران بدانند من برکارها مسلط هستم.* درست غلط نمی دانم 366.مواقعی بوده که به قدری سرشار از انرژی بوده ام که چند روزی نیاز به خواب نداشتم.* درست غلط نمی دانم 367.هروقت امکان داشته باشد از حضور در میان جمعیت پرهیز می کنم.* درست غلط نمی دانم 368.از روبرو شدن با گرفتاری یا مشکل شانه خالی می کنم.* درست غلط نمی دانم 369.هنگامی که می خواهم کاری انجام دهم و دیگران می گویند که ارزش انجام دادن ندارد،آن را کنار می گذارم.* درست غلط نمی دانم 370.میهمانی ها و اجتماعات را دوست دارم.* درست غلط نمی دانم 371.جنسیت خود را مشخص کنید.* زن مرد 372.وضعیت تاهل خود را مشخص کنید* متاهل مجرد 373.تحصیلات خود را مشخص کنید* دیپلم و کمتر بیشتر از دیپلم 374.سن خود را مشخص کنید* کمتر از 16 سال بیشتر از 16 سال